Babylon 10
The world's best online dictionary

Download it's free


  Search Web   Search Thesaurus

Synonym of %D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88

ويکي پدياي فارسي – دانشنامه رايگان
زبان اردو

زبان اُردو زبان ملی کشور پاکستان و یکی از ۲۲ زبان ملی در هندوستان است. از نظر تعداد گویش‌ور اردو بیستمین زبان جهان است. این زبان از خانواده‌ی زبان‌های هندوآریایی است و از لحاظ تبارشناسی به فارسی نسبتاً نزدیک است. زبان‌های هندی و اردو در واقع دو گویش از زبان هندوستانی (هندی-اردو) هستند. اردو و هندی برای گویش‌وران یکدیگر قابل فهم هستند و شباهتشان از لحاظ واج‌شناسی و دستور به اندازه‌ای است که بیشتر زبان‌شناسان آنها را یک زبان واحد می‌دانند. اردو گویشی از این زبان است که در پاکستان به کار می‌رود، با خط فارسی-عربی نوشته می‌شود، و مملو از واژگان تخصصی و ادبی فارسی و عربی است. اما هندی گویشی است که در هندوستان به کار می‌رود و با خط دیواناگری نوشته می‌شود و در انتخاب واژگان تخصصی و ادبی بر زبان سانسکریت تکیه می‌کند. زبان واحد هندوستانی از لحاظ مجموع گویشوران چهارمین زبان جهان است. اردو زبان مادری کمتر از هشت درصد مردم پاکستان است، اما نزدیک به نود درصد مردم این کشور اردو را بلدند و می‌توانند به این زبان صحبت کنند.

به دیدن ما بیایید Wikipedia.org...

Wikipedia ويكيبيديا العربية – الموسوعة المجانية

Pesian To English advanced
اردو

camp ==> [.vt. & n]: اردو، اردوگاه، لشکرگاه، منزل کردن، اردو زدن، چادر زدن (بیشتر با out) ـ camp

expedition ==> [.n]: تسریع، سفر، اردوکشى، هئیت اعزامى expedition

horde ==> [.v. & n]: (مشتق از کلمه ترکى اردو) ایل و تبار، گروه بیشمار، گروه، دسته، گروه ترکان و مغولان horde

laager ==> در اردو مسکن گزیدن، اردو زدن، احاطه کردن


  

MHM Persian > English Dictionary
اردو
camp
واژه هاى شامل
اردو ـ (5)

Arapca Turkce Arapca
رَدُؤَ
araphr: رَدُؤَ
arap: ردؤ
turk: fenalaşmak
turan: Fena bir duruma girmek.
  

HmT - Persian to English Glossary

Ourstat - Farsi to English Dictionary
اردو
CAMP

فرهنگ معین
اردو
( اردو .) (اِ.) زبان مردم پاکستان و بخشی از هندوستان ، که مرکب از فارسی ، عربی و هندی است .
  

( اُ ) [ تر - مغ ] ( اِ.) 1 - گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند. 2 - لشکرگاه ، محل لشکر.3 - محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا می روند.
  

MB_Dictionary Persian_to_Arabic
اردو
 المعسکر
 

Farsi to arabic
اردو
  المعسکر
  

Urdu to English Gloassry
اردو
 army, army camp, camp, garrison
  

Loghatname(Alef)
اردو
کرسي قضائي است بهمين اسم در لواء طرابزون و در آن عده خانه ها و دکانها و يک حمام و دو جامع و شش مکتب است
( اسم )1 - مجموع سپاهيان با تمام لوازم که بجانبي گسيل دارند مجموع قشون و لوازم او در سفر .2 - لشکر گاه اردوگاه .3 - محلي که ورزشکاران يا پيشاهنگان براي تمرين يا تفريح گرد آيند .4 - زبان معمولي در پاکستان و بخشي از هندوستان .
زباني است که اکنون در پاکستان و بخش از هندوستان رايج است . اين زبان مخلوطي است از زبانهاي هندي و فارسي و عربي و انگليسي .

ويکيپيڈيا اردو
اردو

اُردو برصغیر کی زبانِ رابطۂ عامہ ہے۔ اس کا اُبھار 11 ویں صدی عیسوی کے لگ بھگ شروع ہو چکا تھا۔ اُردو ، ہند-یورپی لسانی خاندان کے ہند-ایرانی شاخ کی ایک ہند-آریائی زبان ہے. اِس کا اِرتقاء جنوبی ایشیاء میں سلطنتِ دہلی کے عہد میں ہوا اور مغلیہ سلطنت کے دوران فارسی، عربی اور ترکی کے اثر سے اس کی ترقّی ہوئی۔

اُردو (بولنے والوں کی تعداد کے لحاظ سے) دُنیا کی تمام زبانوں میں بیسویں نمبر پر ہے. یہ پاکستان کی قومی زبان جبکہ بھارت کی 23 سرکاری زبانوں میں سے ایک ہے.


مزید معلومات کے لیے، Wikipedia.org دیکھیں

Azhdari ::: Persian To German Glossary version 1.1
اردو
Lager (n),Zelten 

  
Get Babylon's Dictionary & Translation Software Free Download Now!